نقد و بررسی و مطالب جالب

ورزشی علمی بازی جالب و... هر چی که بخواین!

چرا خفاش شب ها پرواز میکند؟

در گذشته های دور,موش صحرایی و خفاش با هم دوست صمیمی بودند.آن ها تمام روز با هم به شکار میرفتند و لا به لای درختان تنومند یا علف های تازه, جست و خیز میکردند تا غذایی برای خوردن پیدا کنند.شب ها هم به نوبت شام را حاضر میکردند و در کنار هم منشستند و غذا میخوردند اما خفاش در دلش هیچ علاقه ای به موش نداشت و از او هم متنفر بود.

شبی موقع شام موش از خفاش پرسید:((چرا آش های تو همیشه از آش های من خوشمزه تر است؟میتوانی طرز پخت آن را به من بیاموزی؟))خفاش با شنیدن این حرف نقشه ای کشید و گفت:((فردا به تو یاد میدهم چطور آش بپزی.))

روز بعد, خفاش که آشپز ماهری بود,آشی خوشمزه پخت.بعد دیگ آش را جایی پنهان کرد و دیگ دیگری-درست شبیه به همان دیگ-آورد و آن را با آب گرم پر کرد.چند دقیقه نگذشته بود که موش از صحرا بر گشت.او با خوش رویی به خفاش سلام کرد و گفت:((امشب به یاد میدهی که چطور آش بپزم؟))

خفاش بد ذات جواب داد:((خوب دقت کن!چون من گوشتی شیرین دارم بعد از پختن غذا و قبل از کشیدن آن خودم را در آن میجوشانم تا آش طعم خوبی پیدا کند!))خفاش بعد از گفتن این حرف در دیگ آب گرم رفت و گفت:((آش ما در حال جوشیدن است.))بعد از چند لحظه خفاش از دیگ بیرون پرید و در یک چشم به هم زدن دیگ آب را با دیگ آش اصلی عوض کرد.طوری که موش اصلا متوجه نشد.و موش که هیچ چیز نمی دانست این بلا را سر موش اورد و او را خورد

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت 16:39  توسط پارسا  |